|
♥من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام..♥ |
||
|
|
روزگار ورق می خورد ..
+
تاريخ 90/11/11ساعت نويسنده رضا
من که رفتم
+
تاريخ 90/11/10ساعت نويسنده رضا
تو را آرزو نخواهم کرد ، باد را به پرچم سنجاق کرده اند تـمـام سـیگـارهـای دنـیـا را هـم کـه دود کـنـی، تـنـهـایـیـت تـوجـه هـیـچـکـسـی را جـلـب نـخـواهـد کـرد، جـز پـیـرمـرد سـیـگـار فـروش!!!!
خاكستر سيگارم راازپنجره به بيرون ميريزم .... آي آدم ها ... دنياي شما زير سيگاري من است !!!
+
تاريخ 90/10/01ساعت نويسنده رضا
بي تو
+
تاريخ 90/09/25ساعت نويسنده رضا
طرف چپ پیراهن هایم مدتی است تیر می کشد چه پیراهن های عجیبی حتی وقتی تنم نیستند طرف چپ سینه ام درد می کند..
+
تاريخ 90/09/19ساعت نويسنده رضا
يک نفر مرا در ايستگاه شب
برای تو .. برای چشمهایت !.. برای من .. برای دردهایم !.. برای ما .. برای این همه تنهایی ... ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند...
+
تاريخ 90/09/17ساعت نويسنده رضا
یک کتاب سیاه کوچک دارم, که شعرهایم در آن است یک کیف که مسواک و شانه ام در آن است وقتی سگ خوبی باشم, برایم استخوانی می اندازند از بهار تقویم می ماند , از من... استخوان هایی که تو را دوست داشتند + تولدت مبارک.. کسی که نشسته است برای من دیگر جهنمی در کار نیست....
جهنم لحظه های با تو بودن بود،که گذشت...!! فکر می کنم چیزی به مجنون شدنم نمانده است نقره داغ ، حال و روز یک مرد عاشق است..
نمی دانم!! این یاد است که از خاطر می رود یا..خاطره است که از یاد می رود چه شد.. که نه در یادت ماندم نه در خاطره ات....
+
تاريخ 90/07/01ساعت نويسنده رضا
رنگ سال گذشته را دارد کسی که قدم میزند... چه کسی میداند... که برمیگردد.. یا میرود.. کسی که قدم میزند.. تنهاست..
+
تاريخ 90/06/27ساعت نويسنده رضا
تو، هردم، درآینه می بینی،می چرخی در خیال من بمان, اما خودت برو.. آنکه در رویای من است, مرا دوست دارد, نه تو..
+
تاريخ 90/06/24ساعت نويسنده رضا
+
تاريخ 90/06/23ساعت نويسنده رضا
هرچند نمیدانم خواب هایت را با که شریک میشوی اما هنوز شـریک تمام بیخوابی های من تـویی . . .
+
تاريخ 90/06/22ساعت نويسنده رضا
تمامی چیزهایی که دوست میدارم از آن من نیست |
|